|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 1:5 توسط هوتن دولتی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
چندسالی ست که می بینیم کرد زبانانی از شهرهای کردنشین ایران برای فروش لوازم مختلفی چون شلوار کردی ،عطر،کتاب،ساعت و... به مناطق تالش نشین می آیند و در این مناطق به دستفروشی مشغول اند. این افراد که برخی های شان دارای سابقه حضور چند ده ساله در این منطقه اند، با بسیاری از افراد در منطقه دارای روابط نزدیکی اند و حتی برخی های شان در تالش تشکیل خانواده داده اند. برخی از تالشان را نیز شاهدیم که برای ادامه تحصیل علوم دینی به مناطق کردنشین ایران و عراق رفته و می روند. این افراد نیز گاه در آن جا ازدواج کرده اند. اگر چه این تشکیل خانوده دادن ها و ... سبب ایجاد روابط فرهنگی و ... بین دو قوم نجیب کرد و تالش می شود،ولی متأسفانه در این میان نیز آن چه که آسیب می بیند، فرهنگ و زبان تالشی است! چرا که ما تالش ها متأسفانه همیشه مرغ همسایه را غاز می بینیم و به قول خودمان «بَنجه بنی واش بوغَه ژَرَهَ» یعنی برای مان علف روییده در زیر پنجره خانه مان بخارزده و بوگرفته است. چرا که اندک اندک حضور کردها در تالش و حضور تالشان در کردستان اثرات منفی خود را بر روی زبان و فرهنگ مان می گذارد و چند سالی ست که دارد خود را نشان می دهد و اگر فکری برای این موضوع نشود ، در اینده ممکن است به آفتی دیگر برای فرهنگ تالش و تالشان مبدل شود. چرا که اگر به بررسی خانواده هایی که در آن ها مردان کرد زبان و زنان تالش زبان هستند، بپردازیم، متوجه می شویم که مردان کرد زبان تلاش کرده اند زبان و فرهنگ شان را در خانواده شان به عنوان فرهنگ و زبان غالب در نظر آورند و درآن خانواده ها معمولاً افراد با هم کردی صحبت می کنند و زنان شان هم لباس کردی می پوشند. این در حالی ست که اگر قضیه به عکس هم باشد زنان کرد همچنان به فرهنگ خود پای بند می مانند و کم تر پیش می آید که تن به فرهنگ تالشی مان بدهند. یا دیده ایم که وقتی کردی با دختری از تالش ازدواج می کند ، در اولین فرصت لباس کردی بر او می پوشاند! حتی گاه دیده شده که اطرافیان عروس(همچون خواهران و مادر و ...) نیز در روز عروسی و یا در سایر اوقات لباس کردی به تن کرده اند. این گذشته از آن است که مردان منطقه نیز در خانه خود لباس کردی به تن می کنند. از طرفی طلاب علوم دینی تالش زبان و مشغول به تحصیل در مدارس کردستان نیز در فرهنگ کردی تا حدودی ذوب شده اند و یا لباس کردی می پوشند و یا از فرهنگ نیک آنان( که ما به نیز به نیک بودنش باور داریم و برایش احترام ویژه قائلیم) سخن می گویند و کردی آموخته اند و بدان زبان در برنامه ها و مراسم مذهبی شعر می خوانند و حرف می زنند و ... من نه مخالف زبان کردی ام و نه مخالف فرهنگ و لباس زیبای زنان و مردان کرد می باشم. اتفاقاً بسیار هم فرهنگ و زبان شان را دوست دارم. علت این امر نیز نزدیکی دو زبان و فرهنگ کردی و تالشی به هم است. و البته بسیار هم دوست دارم که همانند زبان و فرهنگ تالشی مان ، زبان و فرهنگ کردی کردان نیز در کنار فرهنگ و زبان گیلکان و فارسان و ترک زبانان و لرها و بلوچ ها و ... ایران زمین زنده و جاوید بماند. اما سوال این جاست که ما را چه شده است که تا این حد زود خود را تسلیم هر تازه از راه رسیده ای می کنیم؟ ما را چه شده است که برای ما همیشه آن چه دیگران دارند ، بهتر از آن چیزی ست که خودمان داریم؟ ما را چه شده است که تلاش نمی کنیم فرهنگ و زبان خودمان را به دیگران معرفی کنیم و آنان را با فرهنگ و زبان خودمان آشنا سازیم. آیا به راستی شما تاکنون کردی را دیده اید که خود یا همسرش لباس تالشی بپوشد؟ آیا تا به حال کردی را دیده اید که با شما به زبان تالشی سخن بگوید و زبان خودش را فراموش کند؟آیا تا به حال شما کردی را دیده اید که فرهنگ و زبان خودش را فراموش کند و فرهنگ و زبان ما تالشان را بر آن ارجح تر بداند؟ پس سبب چیست که ما این قدر بر خود ظلم می کنیم؟ آیا این ظلم در حق خودمان نیست؟ به نظر شما راه درمان این گونه بیماری ها در بین ما تالشان چیست؟ لباس تالشی زینت زن تالش نمی دانم آیا تا به حال دقت کرده اید که لباس زنان تالش چه قدر زیباست؟ لباسی که با گذر زمان و تولید پارچه های رنگارنگ و زیبا هر روز زیباتر از لباس های قبل از خود می شود. اگر در برخی روستاها و شهرهای منطقه دقت کنیم زنان پیر و میانسال و جوان زیادی را می بینیم که لباس های زیبا و رنگارنگی را به تن کرده اند که انسان محو تماشای زیبایی هایش می شود. لباس زنان تالش با توجه به نوع پارچه ای که معمولاً زنان تالش با سلیقه خوب خود انتخاب می کنند ، بسیار زیباست.گذشته از زیبایی، رنگارنگی و مد آن هم طوری ست که می توان از آن به عنوان زینت زن تالش یاد کرد. چرا که تنوع رنگ آن و تناسب رنگ های استفاده شده در آن زیبایی اش را صد چندان می کند. از طرفی زن تالش هنگام راه رفتن با آن صاحب وقار و متانتی می شود که در کمتر زنی از زنان اقوام دیگر می توان یافت. و این ها همه اش واقعیتی ست که نمی توان آن را انکار کرد. چرا که همه مان شاهدیم که زنان تالش با به تن کردن این لباس چنان زیبا می شوند که همه مردان تالش به وقار چنین زنانی افتخار می کنند واز این که زنان و خواهران و مادران شان با چنین پوششی وارد جامعه می شوند به خود می بالند. اگر چه برخی از خانم ها نیز از پوشیدن چنین لباسی خودداری می کنند ، ولی خوشبختانه با رشد فکری و فرهنگی زنان تالش هر روز بر تعداد علاقمندان به این لباس در بین زنان و دختران جوان وتحصیلکرده تالش افزوده می شود. تا جایی که خیلی از دختران جوان تالش، امروزه با لباس تالشی به خانه بخت می روند و از این بابت بسیار هم خوشحال اند و جالب تر این که خیلی از پسران تالش نیز به داشتن چنین فکری از طرف همسران شان علاقمندند و افتخار می کنند. چرا که با این کار به عفت و حجب و حیای زن خود بیش از پیش پی می برند چه افتخاری بالاتر از این؟ !نکته پایانی این که لباس تالشی گذشته از حفظ حجاب و داشتن زیبایی و...،به خاطر گران بودنش به نسبت لباس های معمول دیگر برای زنان تالش به نوعی افتخار آفرین است.چرا که پوشیدن آن به خاطر گرانی اش می تواند زنان تالش در مقایسه با زنان دیگر اقوام ایرانی هم از نظر روحی ارضا کند و هم از نظر ارزش اجتماعی درصدر قرار دهد.
منبع: ماهنامه تالش ـ شماره41
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 0:46 توسط هوتن دولتی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
دکتر محرم رضايتي كيشهخاله - دانشگاه گیلان
در«سلسله النسب صفويه١» اثر شيخ حسين زاهدي، از اخلاف شيخ زاهد گيلاني، يازده دوبيتي منسوب به شيخ صفي الدين اردبيلي، همراه با شرح و معني آمده است. نداشتن اعراب، تصرف و تصحيف كاتبان، و همچنين تأثير قابل ملاحظة خط و زبان فارسي بر آنها موجب شده قرائت درست اين اشعار، و درك ويژگيهاي زباني آن، دشوار، و در مواردي غيرممكن باشد. كسروي در سال1304 شمسي براي اولين بار اين يازده فهلوي را دركتاب« آذري يا زبان ديرين آذربايجان» نقل كرد و تعدادي از غلطهاي آنرا تصحيح نمود٢. سپس ميلر در«زبان تالشي» با نقل اين فهلويات از كتاب كسروي و تصحيح پارهاي از اشتباهات، به توضيح مسائل زباني و معنايي اين اشعار بر پاية زبان تالشي شمالي پرداخت۳. يك سال بعد از وي، هنينگ در مقالة « زبان كهن آذربايجان» دربارة برخي نكات وكلمات اين اشعار به اختصار مطالبي نوشت؛۴ سپس اديب طوسي در مقالة « فهلويات زبان آذري در قرن هشتم و نهم» ضمن قرائت تازهاي از برخي كلمات، تمام ابيات آن را معني كرد.٥ احسان يارشاطر در مقالة « آذري» با توصيف قواعد صوتي، خصوصيات صرفي، و همچنين بعضي لغات خاص اين اشعار، سعي كرد جايگاه زبان فهلويات شيخ صفي را در مجموعه گويشهاي اطراف اردبيل مشخص سازد.٦ استاد محترم جناب آقاي دكتر علي اشرف صادقي، كه سالهاست تصحيح فهلويات و شرح مسائل زباني آنها را وجهة همت خود قرار داده، اخيراً دريك مقاله مفصل اين يازده فهلوي را براساس نسخة خطي براون، و مقابلة آن با دو نسخة خطي« صفوه الآثار» از عبدالكاظم محمد اردبيلي، و همچنين متن چاپي«سلسله النسب» تصحيح كرده و به دنبال هر دوبيتي، تحقيقي مستوفي دربارة زبان و معناي آن افزوده، و در پايان به بحثي كلي در بارة اين اشعار پرداخته است. سپس با نقل چهار دوبيتي، دو جمله و چند كلمة اردبيلي ديگر، كه در« صفوه الصفا»ي ابن بزاز آمده، مسائل زباني و معنايي آنها را به تفصيل بررسي كرده است۷.
+
نوشته شده در دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 0:46 توسط هوتن دولتی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
Ей Толыш бызын ты киж; Формирование талышского этноса проходило через различные этапы, и имеет долгую историю. Как один из древнейших очагов человеческой цивилизации территория талышей богата археологическими памятниками того периода, когда люди еще жили в пещерах. Под влиянием различных факторов люди, скопившись в горах, постепенно стали осознавать свою общность, что приводило к образованию этнического имени Толыш//Талыш. Кроме того, на территории обитания талышского народа имеются топонимы - названия рек и гор [Таларуд, Таром (горы)], которые близки по звучанию к этнониму Талыш: большая часть гор Иранского плато, включая часть Малоазийских гор, так или иначе связана с этническим названием Толыш/ Талыш. О древности этнического имени "Талыш" в истории имеется много сведений. Иранский историк Садик Исфагани считал, что "Талыш - имя сына Яфета, сына Ноя, от него дано имя племени в Гилане, а от имени племени произошло название "Страна Талышстан". Арабы пишут это имя как "Талыш". Данное сообшение Садика Исфагани соответствует представлениям библейских авторов, которые считали происхождение мидийцев от Мадай - третьего сына Яфеса. То есть, из сообшений древних авторов можно заключить, что этнонимы мидян и талышей восходят к единому источнику - к Яфесу, сыну праотца современного человечества Ноя. ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 14:25 توسط هوتن دولتی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
By. B. SHAKHSOYLU. The formation of Talish ethnos penetrated different stages, and it has long history. As one of the earliest foci of human civilization the territory of Talish people is rich of the archaeological monuments of ancient period when people lived in the caves. Under the effects of different factors the people concentrated in the mountains, gradually began to realize their generality/community, which led to the formation of the ethnic name Talish/Tolish (Tolish is the self call of Talishians). Furthermore, in the territories inhabited by Talish people there are many place names, river names and mountain names [Talarud, TAROM (name of the mountain)], which are close in the sounding to the ethno name Talish: the large part of the mountains of Iranian plateau, including the Little Asia mountains in this or other way is connected with the ethno name Talish.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 14:21 توسط هوتن دولتی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سی ام مهر 1388ساعت 10:27 توسط هوتن دولتی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
شعر و موسیقی تالش
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 10:32 توسط هوتن دولتی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388ساعت 10:30 توسط هوتن دولتی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
صدا و سیمای ج ا ا -مرکز گیلان: ب پروگرامد آذربايجان رسپوبليكا مهم مسلان و ام رسپوبليكا تولش نشست منتان كو وژنيه ب و خبرون و يا اينترويو ساهد عنوان ب ام خبرون د صدو و بعضي ئون هم مكتوب شكيلدي
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 10:25 توسط هوتن دولتی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
صدا و سیمای ج.ا.ا- مرکز گیلان
مهمترین وقایع و اتفاقات روزانه جهان هر روز انتخاب و پخش می گردد. دنيو ها روژن تشكيل ب مهم مسئلون وژنيه و اعلان بد.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 10:12 توسط هوتن دولتی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
منبع : صدا و سیمای ج ا ا - مرکز گیلان اوذربویجونی تولشی معریفی کارده اوذربویجون ریسپوبلیکا ئده مستقیل بئه به پشت د مثبت و منفی عوض بئه دیم به دیم بیمون.گلی مسئله کی اوذربویجون ریسپوبلیکا مستقیل بئه به پشت جیدینه نوروئتی ئونی دوزش کارده کام به خالقون وضعیت ام اولکه ئده ئه.مختلیف خالقون داستان اوذربویجون ریسپوبلیکا د د به عیدالتی پوره کی دولتی یه تشکیلاتون د روئتی بیکو دوارددن .استن دییه کارده به تاریخی یه گارده ،کی تولشی خالق اوذربویجون ریسپوبلیکا د ئش هسبه و چوون استنه بوجه وضعیت نشو دویده کی کام به خالقون غضب کارده.سیاست –خصوصا-تولشون ،دومو کارده حول دی.اوذربویجون ریسپوبلیکا –قفقازی گلی اولکه ئه کی وه- میلتونش هسته.ام میییون د تولشون ،ان اولکه همه کام به خالقون سه وه ئین.ام خالقی ژیمون کارده وره،لانکونی کو پش بده.لانکون د گلی باند و کو هسته کی چی نوم تولشونه ،کی ام باندو کو دسبه اوستورو کشییده.تولشون ام باندو کو کنو ئده ژیمون کاردن.تارخ د ئی مینجی کره،تولشی کلیمه حمدالله مستوفی «نزهة القلوب»کیتوب د هافت مینجی عصر د اومه.چیمی به پشت ،کلیمه ی د تولشی نوم تاریخ د نی و د «تیلسان» یا «کادوس» و یا «کادوسان» نوم معریفی بئه. ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 10:8 توسط هوتن دولتی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزادماسوله در ۵۵ کیلومتری رشت در استان گیلان قرار دارد. این شهر در ناحیهای کوهستانی و جنگلی در دامنهای صخرهای با وسعت ۱۶ هکتار و ارتفاع ۱۰۵۰ متر از سطح دریای آزاد ساخته شدهاست. ماسوله در ۳۲ کیلومتری جنوب غربی شهرستان فومن قرار دارد و از غرب به خلخال، از شمال به ماسال و از جنوب به طارم محدود است. این شهر طی شماره ۱۰۹۰ در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. این شهرک هم اکنون رویارو با مسائلی مانند ریزش سنگ، سیل، رانش زمین، زمینلرزه، تصرف به منظور توسعه عمرانی و انسانی و تخریب و ... میباشد. زبان مردم ماسوله تالشی است. ماسوله دارای محلههای ریحانه بر، خانه بر، مسجدبر، کشه سر و اسد محله است. قلل مهم ماسوله عبارتاند از: شاهمعلم (شامولوم)، آسمانکوه، لاسه سر، تروشوم و کله قندی. که قله شاه معلم با ارتفاع ۳۰۵۰ متر بلندترین نقطه استان گیلان میباشد.
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 17:35 توسط هوتن دولتی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 23:6 توسط هوتن دولتی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 23:5 توسط هوتن دولتی
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 22:14 توسط هوتن دولتی
|
|
|||||
|
|||||